پست‌ها

١١١ سال كمونیسم در ایران

تصویر
تاریخ كمونیسم  متشكل در ایران (١) با خرده اختلافی همسن و سال انقلاب مشروطه، كه در اولین مرحله خود در سال ١٢٨٥ پیروز شد، است. حزب انقلابی اجتماعیون عامیون كه از جمله توسط علی موسیو بنیانگذاری شده بود به حزب عدالت حیدر عمواوغلی كه در ماه مه ١٢٩١ تاسیس شد متصل و ایندو به جمهوری سوسیالیستی گیلان و تاسیس حزب كمونیست ایران در سال ١٢٩٩ پیوند میخورند.
اگر چه اجتماعیون عامیون نقش برجسته ای در انقلاب مشروطه داشتند اما آن انقلاب فی نفسه انقلابی برای استقرار سیاسی سرمایه داری در ایران بودׅ. دو گرایش اصلی حاكم در این انقلاب را ملی گرایان متجدد و اسلامیون متحجر تشكیل میدادند. محمد علی شاه پس از كمتر از دو سال از پیروزی انقلاب مشروطه، با استفاده از شكاف عمیق درون جنبشی مشروطه خواهان و حمایت ضمنی و علنی روحانیون از او -ׅ- مانند شیخ فضل الله نوری كه مخالفتش را با مشروطه خواهان وجود "فرقه‌های آنارشیست، نیهیلیست، سوسیالیست" اعلام كرد--، مجلس اول را به توپ بست و ارتجاع بار دیگر بمدت كوتاهی توانست حاكم شود.
جنبش ملی گرای جنگل كه حول بیرون راندن روسیه از مناطق شمالی ایران پس از آغاز جنگ جهانی اول پ…

فاصله گرائی از ملی گرائی

تصویر
توضیح: یادداشت زیر بخشی از یك بحث اینترنتی بر سر عكس العملهای جریان اصلی به مرگ مریم میرزاخانی بود

برای ملی گرائی بایدمفهوم ملت مشخص و مهمتر از آن معنای عملی داشته باشد. برای وطن پرستی باید اصولا مفهوم كشورتعریف و طول و عرض آن معلوم شده باشد. كشور بلافاصله با یك دولت واحد و متمركز نمایندگی میشود. ما در جامعه فئودالی چیزی بنام كشور و ملت و دولت واحد نداریم. ما قبیله و قوم و طایفه، رعیب و ارباب و حوزه نفوذ ملك الطایفه ارباب را در یك واحد جغرافیائی بزرگتری بنام امپراطوری داریم. امپراطوری كشور نیست، دولت واحد و متمركز ندارد، راسی دارد متشكل از شاهان و روسای مذاهب! در هر امپراطوری دهها و صدها دولت حكمروائی میكنند كه هر یك استخوانبندی خیلی ساده دارد: ارباب، تفنگ چی و زندان.
ناسیونالیسم یا ملی گرائی ویژه دوران سرمایه داریست. ناسیونالیسم یك جنبش سیاسی است، مكتب فكری نیست. آنچه در سطح تئوریك به ناسیونالیسم منتسب میشود، مانند اشتراك محل زندگی، زبان، آداب، تاریخ، هنر، پوشاك، خوراك، ظاهر و فرهنگ، مشخصات یك جنبش فی البداهه موجود و خارج از ذهن ما نیست، بلكه مشخصات عینی بالا را با پونز به یك جنبش دلب…

مشروعیت، معركه انتخاباتی، مشاركت

تصویر
تعابیر مختلفی از مشروعیت حکومت وجود دارد که نمونه هائی از آن شامل نمایندگی مردم از طریق صندوق رای انتخاباتی، قانونی بودن، حقانیت مذهبی یا خونی -- یا نژادی، جنسی و مشابه آن -- یا حقانیت عقلانی داشتن، میشود. معنای مشروعیت در قلمرو حاکمیت سیاسی متناسب با اشکال سیاسی حاکمیت تغییر کرده است. پس برای درک اینکه مشروعیت در جمهوری اسلامی(ج ا) تابع  کدام تعریف است باید شکل حکومتی ج ا را به عینه تبیین کرد: آیا ج ا نوعی از حاکمیت دمکراسی، تئوکراسی، پادشاهی، استبدادئ، توتالیتر، ترکیبی از اینها یا شکل دیگری از حاکمیت است؟ در هیچیک از اشکال نامبرده، به جز مورد دمکراسی، نمیتوان از صندوق رای به عنوان یک فونکسیون جابجائی قدرت صحبت کرد و بجز در مخیله تئوری پردازان نسبیت فرهنگی، کسی نمیتواند حاکمیت سیاسی در ج ا را نوعی از دمکراسی قلمداد کند. در نتیجه وقتی از "انتخابات " در ج ا صحبت میشود، باید پرسید این پدیده چه کارکردی برای حکومت دارد؟ آیا در یک سیستم تئوکراسی، فونکسیون انتخابات میتواند جائی در تعیین قدرت سیاسی داشته باشد؟ در دمکراسی لیبرال غربی -- چه تخلف و تقلبی در انتخابات رخ دهد یا خیر-- نق…

بازنده ها

تصویر
چه كسی واقعا اهمیت میده كه اكبرپونز، ابراهیم دلقك، فرخ نگهدار، مهدی خانبابا ت، اكبر سروش، م بهنود، ع مهاجرانی و سایر ایل و تبارسبز دوم خردادی اصطلاح طلب + سایتهای كلمه و گویا، رسانه های بی بی سی و صدای آمریكا و دویچه وله، رادیو فرانسه و تلویزیون من و تو، پرس تی وی و مشابه آن علاوه بر فرشهائی كه هافینگتن پست و نیویورك تایمز و تایمز و سی ان ان وسی بی سی و ای ان سی و ای بی سی و واشنگتن پست و فارین پالیسی و --- برای جماعت بالا پهن كردند، مضاف بر ترییونها و تبلیغات رفقای سینه چاك ج ا مانند چامسكی و كوربین و اس دبلیو پی و توده ایهای انگلیسی و آمریكائی و اروپائی و ... چی میگن و چه نظری دارند؟ نظر این بنجل فروشهای مرتجع آویزان شده به ریش آخوند كه اغلب دچار مرض مزمن نارسیسم هستند بدرد دارلمجانین میخورد! چرا؟

كلكسیون بالا نزدیك ٨ ساله كه بطور شبانه روز زمین و زمان را بهم بافته، مهندسی خبری و تحلیلی و افكار كرده تا به ما بگن "مردم" انقلاب نمیخوان، اصلاحات میخوان! بما گفتن "خشونت" بده و حسن روحانی خوب و معتدله و هزار و یك خروار چرندیات دیگر در حمایت از ج ا را در بوغ كردند! نت…

مشاركت خارج از كشور در ”انتخابات“ بزبان آمار

تصویر
گوبلز:
"بهترین استفاده از پروپاگاندا موقعی است كه كسانیكه گول میخورند مطمئن باشند كه به اراده خود عمل كرده اند"! قوی ترین ابزاری كه جمهوری اسلامی برای یاس پراكنی در جامعه استفاده میكند، نمایش حمایت "مردم" از آن است. این نمایشات در ایران شامل نماز جمعه، تظاهراتها و شوهای "اتنخاباتی" است. حیطه نفوذ ج ا داخل ایران است، خارج از كشور متعلق به مخالفین جمهوری اسلامی است. اما در سالهای پس از ٢٠٠٩ بمنظور جعل این تصویر، دم و دستگاه غول پیكر تبلیغاتی به كار انداخته شد. اجزا این دم و دستگاه از این قرار بودند:
١) مدیای دولتهای غربی: بزرگترین دولتهای اصلی غربی (آمریكا، انگلیس، فرانسه و آلمان) مجموعه ای از مدیای ٢٤ ساعته فارسی زبان سمعی و یا بصری را در كنار نشریات چاپی و آنلاینی، به كمك دوم خردادیهای سبز به خارج گریخته به كار انداختند. ٢) رسانه ها و مراكز "فرهنگی" ج ا: ج ا ابزارهای تبلیغاتی اش را بشدت توسعه داد ٣) همكاری چپ ضد امپریالیست: این چپ رسانه های خود را در خدمت ج ا بكار برد ٤) دوم خردادی گریخته از ایران و حواشی آن: علاوه بر بكار گماشته شدن در رسانه های غربی…

مرعوب نشویم! درباره "انتخابات" اخیر

تصویر
چرا شرکت مردم در نمایشی که به اسم انتخابات در ایران برگزار میشود برای جمهوری اسلامی، در تمام طول حاکمیتش، حیاتی بوده است؟ همه میدانیم و بطریق اولی جمهوری اسلامی که خود برگزار کنندۀ سیرکهای چندش آور انتخاباتی است بخوبی میداند آنچه در ایران برگزار میشود، انتخابی بین گزینه های سیاسی موجود در جامعه نیست. رای دهنده هر اسمی را که از لیست پاستوریزه شده اسلامی شورای نگهبان در بیاورد، او یک پاستوریزۀ اسلامی را برگزیده است. او انتخابی نکرده است! پس ورقه رای و اسامی ای که روی آن نوشته میشود کم اهمیت ترین نیاز ج ا به مشارکت مردم در انتخابات است. سوال اینست که اگر مردم انتخابی نمیکنند، ج ا چه لزومی به بسیج سیاهی لشگر در پای صندوق رای دارد؟

همانطور که همه ما میدانیم بهره جمهوری اسلامی از شرکت مردم در انتخابات صرفا شوئی است که تحت عنوان انتخابات برگزار میشود، یعنی عکسها و فیلمهائی است که از صفهای طولانی صندوقهای رای میگیرند و در کنار آمارهای دست سازشان در رسانه های داخلی و خارج پخش میکنند. این مجموعه را با تیتر "مشروعیت ج ا" به خوردمان میدهند. مصرف داخلی  مشروعیت سازی برای ج ا مشخص است: بمن…

در خاورمیانه اتفاق میافتد

تصویر
در اواسط سال ١٩٨٩ وقتی به نقشه دنیا نگاه میكردیم بواقع آنرا منقسم به دو نیمۀ متساوی تحت نفوذ آمریكا و شوروی می یافتیم. در آستانه فروپاشی بلوك شرق، آمریكا با تز نظم نوین جهانی، ادعای هژمونی بر دنیا را كرد. شكست خوردگان بلوك شرق، از جمله روسیه، در حال كرنش به بلوك پیروز غرب بودند. اقمار شوروی به حال خود رها و رها شدگان، به سیاستهای بازار آزاد اقتدا كردند. پروژۀ خونین نظم نوین جهانی با حمله به عراق در ٩اوت سال نود آغاز شد و در اواخر دهه نود، در آستانه پیروزی انتخاباتی بوش در سال ٢٠٠٠ در آستانه شكست كامل بود. آخرین تلاش نظامی در این مقطع را بیل كلینتون در هنگأم خروج از كاخ سفید با حمله به افغانستان باجرا درآورد كه بلافاصله از همه سو به باد انتقاد گرفته شد. فاجعه یازده سپتامبر در حمله به دو برج مركز تجاری جهان در نیویورك، هدیه اسلامیون به پروژۀ آمریكائی نظم نوین بود. بهانه انتقام از تروریستهای اسلامی در حمله دوم آمریكا به عراق آخرین شانس آمریكا برای تثبیت هژمونی خود بر كلیت جهان بود. یكدهه طول كشید تا تلاش دوم نیز با شكست سیاسی مفتضحانه ای به پایان برسد. غروب نظم نوین جهانی، خروج نیروهای …