پست‌ها

نمایش پست‌ها از July, 2017

فاصله گرائی از ملی گرائی

تصویر
توضیح: یادداشت زیر بخشی از یك بحث اینترنتی بر سر عكس العملهای جریان اصلی به مرگ مریم میرزاخانی بود

برای ملی گرائی بایدمفهوم ملت مشخص و مهمتر از آن معنای عملی داشته باشد. برای وطن پرستی باید اصولا مفهوم كشورتعریف و طول و عرض آن معلوم شده باشد. كشور بلافاصله با یك دولت واحد و متمركز نمایندگی میشود. ما در جامعه فئودالی چیزی بنام كشور و ملت و دولت واحد نداریم. ما قبیله و قوم و طایفه، رعیب و ارباب و حوزه نفوذ ملك الطایفه ارباب را در یك واحد جغرافیائی بزرگتری بنام امپراطوری داریم. امپراطوری كشور نیست، دولت واحد و متمركز ندارد، راسی دارد متشكل از شاهان و روسای مذاهب! در هر امپراطوری دهها و صدها دولت حكمروائی میكنند كه هر یك استخوانبندی خیلی ساده دارد: ارباب، تفنگ چی و زندان.
ناسیونالیسم یا ملی گرائی ویژه دوران سرمایه داریست. ناسیونالیسم یك جنبش سیاسی است، مكتب فكری نیست. آنچه در سطح تئوریك به ناسیونالیسم منتسب میشود، مانند اشتراك محل زندگی، زبان، آداب، تاریخ، هنر، پوشاك، خوراك، ظاهر و فرهنگ، مشخصات یك جنبش فی البداهه موجود و خارج از ذهن ما نیست، بلكه مشخصات عینی بالا را با پونز به یك جنبش دلب…